سوي بت خانه مرو، پند برهمن مشنو بت پرستي مكن، اين ملك خدايي دارد
اي آسمان گرفتي از ما سه مقتدا را
پيغمبر و رضا و امام مجتبي را
كبوتر بي قرار دل فاصله مشهدالرضا تا مسجد النبي و بقيع را با التهاب طي ميكند. گاهي بر سقاخانه طلايي مأوا ميگيرد، گاهي بر گنبد سبز خضرا مينشيند و زماني بر زمين بقيع، اما باز هم آرام نميشود ... . سنگيني لحظهها را حس ميكني؟!
سخت است باور رفتن رحمت بيپاياني چون تو از ميان آدميان ... .
تو كه بهترين بنده خدا و زيباترين آفريدهي اويي ... تو كه رحمت للعالميني ... از وصف مهربانيهايت عاجزم و از شرح دلتنگي خويش در نبودنت ... در هر نمازم به حقانيت رسالت آسمانيات گواهي ميدهم و تو ميداني كه چقدر از كوچكي خويش در به دوش كشيدن پرچم رسالتت شرمسارم ... از شبيهترين مخلوق به تو بگويم؟ از غربت مظلومانهاش و از بيانتهايي كرم و بخشندگياش ... يا از رئوفترين ضامن آهو كه هنوز هم زنجير دلم از حلقههاي پنجره فولادش گشوده نشده ... مرا چگونه توان درك عظمت اقيانوس؟! سلام برتو اي آخرين فرستاده خدا در زمين كه با آمدنت نعمت بر بندگان خدا تمام شد و دينشان كامل. سلام و درود بيپايان خدا و فرشتگانش بر تو و فرزندانت باد.
از شبيهترين مخلوق به تو بگويم؟ از غربت مظلومانهاش و از بيانتهايي كرم و بخشندگياش ... يا از رئوفترين ضامن آهو كه هنوز هم زنجير دلم از حلقههاي پنجره فولادش گشوده نشده ... مرا چگونه توان درك عظمت اقيانوس؟! سلام برتو اي آخرين فرستاده خدا در زمين كه با آمدنت نعمت بر بندگان خدا تمام شد و دينشان كامل. سلام و درود بيپايان خدا و فرشتگانش بر تو و فرزندانت باد.